روزهای تابستونی سال 90 هم گذشتند و از کنار ثانیه ی عمرمون چقدر راحت و با سرعت عبور کردند ...

روزهای تعطیلش میتونست فرصت خوبی برای استفاده های مختلف از جمله جبران کمبودهای معنویمون باشه .

ولی ...

کار هر کسی هم نیست که تابستون رو فرصتی برای اسفاده ی معنوی بدونه ...

به نظرم کسی که این کار رو میکنه خیلی با سعادته خیلی به خداوند نزدیکتره ... ...

خوش به حال این جور ادمها ...

روزهای دانشگاهی و خوابگاهی دارند با سرعت برق خودشونو میرسونن ...

دانشگاه ...

دوست داشتم هم دانشگاهم هم خوابگاهم  طوری باشه که از لحاظ معنوی خیلی بیشتر جلو برم ...

خوابگاه و دانشگاه با بچه هایی که متضادن با مسایل مهمی مثل مسایل معنوی ...

از خداوند متعال می خوام که کمکم کنهتا تو این دوران دانشجویی الوده ی گناه نشم ...

یه مدتی رو به خاطر شروع شدن کلاسها و درس و دانشگاه از دستمون راحت میشین .... تا دوباره انشاالله

سرمون خلوت بشه و بتونیم به بلاگفا سر بزنیم و مطلبی نا قابل اضافه کنیم ...


فعلا یا علی .

در پناه یکتای مهربان باشید .